![]() |
![]() |
|
| کاش یک شب کوهها طغیان کنند........جاده های دور را ویران کنند |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 4:10 توسط سايه |
|
|
گفت: كوه به كوه نميرسه آدم به آدم ميرسه... گفتم: ولي من مدتهاست نگاهم همهجا ميچرخه... تا شايد يه جايي ببينمت... اما هرچي گشتم نديدمت!!! ... چرا؟؟؟ سكوت كرد ... گفتم: شايد... شايد من و تو كوهيم از جنس سنگ... و نه آدم!!! |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 14:33 توسط سايه |
|
|
خودم را به باد سپردم اما آنقدر زنجيرهاي بسته به پاهايم سنگين بود كه باد نيز زورش به آنها نرسيد... من بر زمين ماندم!!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 22:25 توسط سايه |
|
|
ميدوني جنس دل آدمي خيلي عجيبه... هزار بار ميشكنه ... خوردِ خورد ميشه... مثل ريزه هاي خورد ليوان نشكن ِ شكسته شده... ولي نميدونم چرا باز شكل ميگيره... و نفس ميكشه... و گاه با تمام خورد شدنش چه بي صدا مي شكنه... ***
* شعر از م.اشتاد
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 12:16 توسط سايه |
|
|
فصل حضور بي كسي ي ِ شب مي ياد تموم ميشه/ دوره تنها موندنا ي ِ شب مي ياد تموم ميشه ي ِ شب مي ياد تموم ميشه/ زمزمه هاي سوت و كور/ تو دل تو جاي سكوت /پر ميشه از شادي و شور ي ِ وقت مي ياد مي بيني دل / عاشق ِ عاشق شدن ِ/ پر مي كشه هرجا بخواد/ حتي به شونه هاي دور شاپرك بهونه هات/ تو لحظه ها پر ميزنه/ شبهاي غارو مي شمره/ مي ره تا هاله هاي نور به شادي ها سر ميزنه/ پر مي كشه به هركجا / رها رها رها رها/ از همه غصه ها رها خيلي قشنگ خيلي صبور حيف كه تموم روياها/ صبح كه ميشه تموم ميشه/ انگاري هيچي نبوده قانون پست زندگي/ حقيقتُ نشون ميده / به نام سرنوشت زور مثل اميد ي ِ سراب/ به نااميدي ميرسه/ ميفهمي تنهاتر شدي/ اما ديگه خيلي ديره غصه مي گيرتت ي ِ جور اين همه راه كه طي شده/ به جاي اول رسيده دنيا برات كوچيك ميشه/ مي شكنه شيشه غرور مي فهمي كه شاپركت توي قفس رها بوده/ خيال ميكرده تو هواست/ نديده و نبوده نور نور اميد زندگي/ رسيدن به آرزوست -رمز حضور آفتاب-/ اما شدن خيلي ها دور دنياي ما جاي ديگه است/ دل خوشيمون به پوچي هاست دل ميديم و دل مي كَنيم/ هرروز ي ِ جا هرروز يِ جور ولي تو رسم زندگي/ قصه كه تكراري بشه/ باز مي شه دنيا سوت و كور...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 12:53 توسط سايه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سايه هستم. سايه... يعني در سايه ايستادم...نه در نور... پس انچه ميبيني تصويري است از سايه روشن من.
|
| آرشیو موضوعی |
|
داستان شعر دل نوشته متفرقه اتاق بحث |
|
RSS
|