![]() |
![]() |
|
| کاش یک شب کوهها طغیان کنند........جاده های دور را ویران کنند |
|
دزدی چه جوری میشه؟؟؟
خیانت در امانت یعنی چی؟! غارت، چپاول به هزار اسم ممکنه ... این روزها آنقدر از پشت پرده ها میشنوم که... دارم از همه چی ناامید میشم.... ![]() بخوانید:
بزرگترین خدمت دولت نهم مرگ حساب ذخیره ارزی بخشش از کیسه خلیفه ( البته این در مقابل بخشش 2 میلیارد و 4 میلیارد دلاری به عراق و سوریه چیزی نیست!) دست تطاول به سرمایه ملی ***
باز بوي باورم خاکستريست * شعر از خلیل جوادی زنجانی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 15:45 توسط سايه |
|
|
اوايل اسفند بود به گمانم كه در تاكسي نشسته از خيابان وليعصر رد ميشدم بالاتر از ميدان ونك... نوشته اي توجه ام را جلب كرد. نوشته اي درج شده بر يك پلاكارد " مظلومانه شهيد شدند و غريبانه تشيع گشتند..." نوشته زير عكس هايي درج شده بود كه برخي سنهاي خيلي كمي داشتند... تاكسي رد شد و اين سوال براي من بي جواب ماند كه اين جمله براي چه كساني گفته شده است؟! اتفاقي چند روز بعد دوباره همان مسير را گذشتم اما اينبار اين پلاكارد و نوشته را بر سردر شيرخوارگاه آمنه ديدم... تازه فهميدم موضوع از چه قرار است... دلم لرزيد... تمام وجودم بغض كرد... هيچ وقت به چنين كوچ كنندگان غريبي فكر نكرده بودم... آن حال و هوا تا چند روز همراهم بود و ذهن و فكرم مشغول... بعد از عيد اين نوشته را دوباره ديدم بر سر در بهزيستي در خيابان انقلاب... طبق عادتم تمام احساسم به صورت يك داستان در ذهنم شكل گرفت و پرداخته شد... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:13 توسط سايه |
|
روی دفتر نوشته بر هستی
پی نوشت: این روزها دارم به خودم امیدوار میشوم
پرانتز باز: برای من ی که وزیر دارایی را از نزدیک دیده ام و در جلساتی با حضورش بوده ام، آرامش و سکوتش عجیب نبود... کارکردن بدون هیاهو با افرادی که بجز هیاهو کار دیگری نمی دانند... اما دیروز این مخزن صبر و شکیبایی هم شکست... باید می شکست... و چقدر خوب بود اگر صدا و سیمایی که تمامی صحبتهای رئیس جمهور در قم را پخش کرد دفاع وزیر دارایی از عملکرد خودش را هم پخش میکرد... کاش اعتراض سازمان بازرسی و ثبت اسناد را نیز منعکس میکرد... کاش اصلا بیطرف بود... همین....
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 14:29 توسط سايه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سايه هستم. سايه... يعني در سايه ايستادم...نه در نور... پس انچه ميبيني تصويري است از سايه روشن من.
|
| آرشیو موضوعی |
|
داستان شعر دل نوشته متفرقه اتاق بحث |
|
RSS
|