تبليغاتX
سایه های خیال - مهربان پری چرا... متن ِ داستان ِ قصه شد؟!
کاش یک شب کوهها طغیان کنند........جاده های دور را ویران کنند
 

روی دفتر نوشته بر هستی
دیو و دد همه ی قصه بود.
کینه، دشمنی، دروغ
زخمهای نانوشته بود.
مهربانی، صفا، حیا
عِطرهای این نوشته بود.

خواندن اما چرا چنين نبود؟
دیو و دد چرا
یک حقیقت همیشه زنده شد؟
مهربان پری چرا
متن ِ داستان ِ قصه شد؟

کاش من
تو
کاش همه
مشق تازه باز می نوشت
خواندنی دوباره از
متن ِ داستان ِ سرنوشت...

 

پی نوشت:

این روزها دارم به خودم امیدوار میشوم... چرا؟؟؟... بماند!!!   

 

 

پرانتز باز:

برای من ی که وزیر دارایی را از نزدیک دیده ام و در جلساتی با حضورش بوده ام، آرامش و سکوتش عجیب نبود... کارکردن بدون هیاهو با افرادی که بجز هیاهو کار دیگری نمی دانند... اما دیروز این مخزن صبر و شکیبایی هم شکست... باید می شکست...  و چقدر خوب بود اگر صدا و سیمایی که تمامی صحبتهای رئیس جمهور در قم را پخش کرد دفاع وزیر دارایی از عملکرد خودش را هم پخش میکرد... کاش اعتراض سازمان بازرسی و ثبت اسناد را نیز منعکس میکرد... کاش اصلا بیطرف بود... همین....

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 14:29  توسط سايه |